سودای تو را بهانه ای بس باشد مدهوش تو را ترانه ای بس باشد
در کشتن ما چه میبری دست به تیغ ما را سر تازیانه ای بس باشد
اندر دل بی وفا غم و ماتم باد آن را که وفا نیست ز عالم کم باد
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد جز غم که هزار آفرین بر غم باد
در عشق توام نصیحت و پند چه سود زهراب چشیده ام مرا قند چه سود
گویند مرا که بند بر پاش نهید دیوانه دل است پام بر بند چه سود
غم را بر او گزیده می باید کرد وز چاه طمع بریده می باید کرد
خون دل من ریخته می خواهد یار این کار مرا به دیده می باید کرد
آبی که ازین دیده چو خون می ریزد خون است بیا ببین که چون می ریزد
پیداست که خون من چه برداشت کند دل می خورد و دیده برون می ریزد
عاشق همه سال مست و رسوا بادا دیوانه و شوریده و شیدا بادا
با هشیاری غصه هر چیز خوریم چون مست شدیم هر چه بادا بادا
دل در غم عشق مبتلا خواهم کرد جان را سپر تیر بلا خواهم کرد
عمری که نه در عشق تو بگذاشته ام امروز به خون دل قضا خواهم کرد
از بس که بر آورد غمت آه از من ترسم که شود به کام بد خواه از من
دردا که ز هجران تو ای جان جهان خون شد دلم و دلت نه آگاه از من
از رباعیات اوحدالدین حامد ابن ابی الفخر معروف به اوحد کرمانی، از صوفیان و رباعیگویان مشهور ایران در سده ششم و هفتم هجری
+ نوشته شده در دوشنبه 31 مرداد1390ساعت 23:29  توسط نهال
|
گاهنامه ايران باستان
ايرانيان سال خورشيدي نگاه ميداشتند (يعني بر اساس ارتباط خورشيد با زمين). و سال را به دوازده ماه و هر ماه به سي روز بخش ميكردند. به اين ترتيب سال 360 روز و شروع سال بعد هر سال پنج روز و پنج ساعت و 48 دقيقه و 46 ثانيه زودتر انجام ميشد. هخامنشيان رفع اين مشكل را دنبال ميكردند. ساسانيان تقسيم دوازده ماه، و هر ماه سي روز، در سال را حفظ كردند براي هر روز نامي معين كردند و پنج روز هم به آخر سال افزودند به نام «گاتها». به اين ترتيب، سال ساساني 365 روز شد و براي جبران ساعت و 48 ثانيه ، هر يكصد و بيست سال، يك ماه به سال ميافزودند.
در آغاز سده ششم ميلادي ساسانيان روش «كبيسه» را برگزيدند يعني هر چهار سال يك روز به ماه ميافزودند و آن را به نام "اورداد" يعني روز افزوده خداداد ميناميدند.
هفت روز اول ماه به نام اهورا مزدا و امشا سپندان (اورمزد، بهمن، ارديبهشت، شهريور،سپندار مزد، خرداد، امرداد) و 23 روز ديگر به نام ايزدان است. روزهاي اول، هشتم، پانزدهم و بيست سوم هر ماه بنام خداوند است (اورمزد، دي به آذر،دي به مهر،دي به دين) بنابراين ميشود از جهتي گفت كه هر ماه به دو بخش هفت روز و دو بخش هشت روز تقسيم ميشود و اين نزديكترين شباهت تقسيمات ماه زرتشتي با ماه به چهار هفتهاي است.
نامهاي سي روز ماه چنين است:
|
اورمزد |
خداوند جان و خرد |
|
بهمن |
منش (انديشه) نيك |
|
ارديبهشت |
راه راستي، دادگري |
|
شهريور |
توان برگزيده و سازنده |
|
سپندارمزد |
مهر و آرايش افزاينده |
|
خرداد |
رسايي و خودشناسي |
|
امرداد |
بيمرگي و جاوداني |
|
دي به آذر |
آفريدگار |
|
آذر |
آتش، فروغ |
|
آبان |
آبها |
|
خير |
خورشيد |
|
ماه |
ماه |
|
تير |
ستاره باران |
|
گوش |
گيتي |
|
دي به مهر |
آفريدگار |
|
مهر |
پيمان و دوستي |
|
سروش |
كاركرد به نداي وجدان، پيام آور، راستي و دين |
|
رشن |
دادگري |
|
فروردين |
روان پاسدار، پيشرفت |
|
وِرهرام |
پيروزي |
|
رام |
صلح و آشتي |
|
باد |
باد (هوا) |
|
دي به دين |
آفريدگار |
|
دين |
وجدان و دين |
|
ارد |
بركت و داده اهورايي |
|
اشتاد |
كار، داد، راستي |
|
آسمان |
آسمان |
|
زامياد |
زمين |
|
مانتره سپند |
سخن انديشهزا، نماز، گفتار نيك |
|
انارام |
نور درخشنده و روشنايي بيپايان . |
نام دوازده ماه سال:
|
فروردين |
ماه فروشيها(روانهاي پاسدار وپيشرفتدهنده) |
|
ارديبهشت |
ماه راستيها و دادگريها |
|
خرداد |
ماه خودشناسيها و رساييها |
|
تير |
ماه بركت و فراواني |
|
امرداد |
ماه بيمرگيها، جاوداني |
|
شهريور |
ماه نيروي سازنده و برگزيده |
|
مهر |
ماه دوستي و پيمان |
|
آبان |
ماه آبها |
|
آذر |
ماه آتش و فروغ پاكي |
|
دي |
ماه وحش، دادار |
|
بهمن |
ماه خرد (منش نيك) |
|
اسفند |
ماه مهر و آرامش افزاينده |
... توجه داشته باشیم که نام درست پنجمین ماه سال، امرداد است و حذف الف از ابتدای آن، معنای کلمه را معکوس می کند!
+ نوشته شده در یکشنبه 16 مرداد1390ساعت 13:45  توسط نهال
|
هفده ژوئن روز جهانی کوروش است امــــــــا...
میدانید که حذف بخش مربوط به هخامنش از کتاب های درسی مدارس به تصویب رسیده؟
فرزندان ما دیگر حتی نام کوروش و داریوش را نخواهند شنید.
ملت بی ریشه ای که تمدن هزاران ساله اش را فراموش کند،چه حاصل و میوه ای خواهد داشت؟
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 تیر1390ساعت 18:39  توسط نهال
|
کاش می شد تو را چنان که شاید ادامه داد...
+ نوشته شده در شنبه 17 اردیبهشت1390ساعت 10:13  توسط نهال
|
گر شاخ صبوری به بر آید چه عجب
ور محنت دوری به سر آید چه عجب
چون دل که خلاصۀ وجود است آنجا
بـُن نیـز اگـر بر اثــر آیـد چه عـجـب
+ نوشته شده در شنبه 20 فروردین1390ساعت 12:50  توسط نهال
|
باشد که تا هست،
مردمان تندرست،
ترانه ها دلنشین،
داشته ها بسیار
و چراغ خانه ها روشن باشد.
---- کورش بزرگ ----
سـالـــ نـو مـبـارکــــ
از کتاب "منم کورش،شهریار روشنایی ها" (انتشارات ابتکار نو)
سید علی صالحی در این کتاب، با الهام ازکتیبه های کهن، گفتار کورش هخامنش ــ بنیانگذار نخستین جامعۀ مدنی و مؤسس اولین منشور حقوق بشر ــ را به زبان خویش سروده است.
+ نوشته شده در دوشنبه 1 فروردین1390ساعت 20:31  توسط نهال
|